رو ترش مکن
که زل می زنم به زیبایی ات؛ لبهایت اناری است ترکیده [از شدت رسیدن!] و چشم هایت امتداد شبی ختم شده به ساحل دریا. خیس کن هوا را با موهایت
هوا را، وقتی تاب می خوری و دامنت باد را می رقصاند. نایست دختر نایست: ماه از چرخش بیفتد
دریا ما را می بلعد! |