رودخانه اخم کرده استاوو شلو* می شودپل ها سرشان گیج رفته و معلق اندشرجی، تن شکوفه ها را خیس می کندکارون نغمه های شادی را خشمگین می خواندباد هم سایه ها را ورق می زندآفتاب بی رحمی می کندتن شهر تاول می زندوتو ...متولد می شوی!* اوو شلو= آب گل آلود