یادداشت های یک دیوانه
  
 کلو  یعنی دیوانه
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 29 خرداد ماه سال 1386
فاصله

تو ماه
تو ستاره
تو آسمان
و من...
شبی آویخته بر سیاهی
گیسوانت 


 
جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
پوچ

 به روزم
 بی هیچ حرف تازه ای!


 
جمعه 11 خرداد ماه سال 1386
هزار و یک شب

هزار شب از اولین شب گذشته است. شب های خسته و نا امن و بی اعتماد. حالا به بن بست کوچه ای فکر می کنم که اولین بار پیچک های تنیده بر دیوارهای بلندش نوازش کرد شاید روحم را و پنجره ای که رو به هیچ وا می شد.

پس به خیال تن دادم تا باد هر شب گیسوان تو را شانه کند و باران گونه هایت را سیلی زند و چه قشنگ بود آن شب ها که یکی در تمام پنجره های شهر برایم دست تکان می داد. همیشه باد بود و پنجره و مهتاب و تو ...

نظام آباد- یک هزار و سیصد هشتاد سه خورشیدی. شروع استقلال فردی و غرور و اعتماد به نفس و آغاز کولی گری و دربدری. همه چیز رنگ ضعف و انحطاط داشت و رفاقت که کم کم رنگ و بوی دیگری گرفت و خاطرات ماندگار با دوستان که همیشگی شد.

اما الان از هزار و یک شب، یکی دو شب گذشته است و افسوس و حسرت و غم و مشتی خاطره مانده. به چه در می خورند؟ مفت هم نمی ارزند!

حتما دلم برای خودم و بچه های کوچه بن بست یک متری تنگ می شود، اما برای تو نه!


 
پنجشنبه 3 خرداد ماه سال 1386
کلیشه ۳

دل شوره دارم

موهایت طعم دریا می دهد

گولم نزن٬

سرت را زیر آب کرده اند!؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 26249


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها