| |
| شنبه 25 شهریور ماه سال 1385 |
| این روزها در حال تولدی دوباره ام |
فرقی نمی کند
امروز هم
ما هر چه بوده ایم همانیم
ما باز می توانیم
هر روز ناگهان متولد شویم
ما
همزاد عاشقان جهانیم...
(قیصر امین پور) |
|
| |
| دوشنبه 6 شهریور ماه سال 1385 |
| من رفتم تا ببینم تا کی |
ظاهرا این شعر از کس دیگری بوده،مثلا:اکبر یاغی تبار ه با چشم همیشه سرکش و بد ذاتش بر خرمن لحظه های من زد آتش خوش بود بدون من و با خود می گفت: گور پدر شاعر و احساساتش
؛فرهاد صفریان؛به نام خودش زده. |
|
| |
| چهارشنبه 1 شهریور ماه سال 1385 |
| یک دقیقه سکوت به احترام حیوانات از ما مهربان تر |
همین کافی نیست؟ |
|